بلاگ
کتاب کار نت خوانی | بخش سوم : مبانی نت نویسی
درک صحیح مفاهیم پایه تئوری موسیقی، یکی از مهمترین پیشنیازهای یادگیری نتخوانی و سلفژ است. بسیاری از هنرجویان تلاش میکنند نتها را حفظ کنند، اما بدون شناخت ساختار نتنویسی، پیشرفت آنها کند و پراکنده خواهد بود.
در این بخش (( آموزش مبانی نتنویسی )) با مفاهیم بنیادینی مانند پنج خط حامل، خطوط و فواصل، نتنویسی و سایر مباحث ضروری آشنا میشویم؛ مفاهیمی که پایه درک و اجرای صحیح نتهای موسیقی را تشکیل میدهند.
پیشنهاد میکنم مطالب این بخش را بهترتیب مطالعه کرده و در صورت نیاز نکات مهم را یادداشت کنید، زیرا بسیاری از تمرینهای نتخوانی در ادامه دوره بر همین مفاهیم استوار هستند.
اگر بخشهای اول و دوم کتاب کار نتخوانی را نخواندهاید، حتماً ابتدا آنها را مطالعه کنید تا پیشزمینه لازم برای این بخش را داشته باشید
نتنویسی چیست و چرا باید آن را یاد بگیریم؟
موسیقی نیز مانند هر زبان دیگری، دارای سیستم نوشتاری مخصوص خود است. همانطور که برای خواندن و نوشتن زبان فارسی باید حروف الفبا را بشناسیم، برای یادگیری موسیقی نیز باید با الفبای موسیقی آشنا شویم.
به الفبای موسیقی «نت» گفته میشود و به فرایند ثبت و نوشتن این علائم، «نتنویسی» میگویند.
پیش از آنکه بتوانیم نتها را بخوانیم یا روی ساز اجرا کنیم، باید یاد بگیریم که نتها چگونه نوشته میشوند یهنی همان آموزش مبانی نتنویسی. به بیان ساده، مسیر یادگیری موسیقی به این شکل است:
نتنویسی ← نتخوانی ← اجرا
آموزش مبانی نتنویسی
در موسیقی، نتها از دو جنبه مورد بررسی قرار میگیرند:
- زیر و بمی صدا (Pitch)
- ارزش زمانی صدا (Rhythm)
بنابراین ما نیز هنگام نتخوانی با دو مهارت اصلی روبهرو هستیم:
- تشخیص زیر و بمی نتها
- تشخیص ارزش زمانی نتها
در این بخش تمرکز ما بر روی زیر و بمی صداها و نحوه نمایش آنها روی پنج خط حامل است. مباحث مربوط به ارزش زمانی نتها را در بخشهای بعدی بررسی خواهیم کرد.
پنج خط حامل چیست؟

برای نمایش زیر و بمی صداها در موسیقی، از مجموعهای شامل پنج خط افقی موازی استفاده میشود که به آن «پنج خط حامل» یا «پنتاگرام» (Staff) گفته میشود.
این خطوط از پایین به بالا شمارهگذاری میشوند؛ بنابراین پایینترین خط، خط اول و بالاترین خط، خط پنجم نام دارد.
نتها میتوانند در دو محل قرار بگیرند:

- روی خطوط
- بین خطوط
برای مثال، یک نت ممکن است روی خط اول یا بین خط اول و دوم قرار گیرد.
پنج خط حامل دارای ویژگیهای زیر است:
- خطوط کاملاً افقی هستند.
- خطوط با یکدیگر موازیاند.
- فاصله بین تمام خطوط برابر است.
نکته بسیار مهم این است که هرچه روی حامل به سمت بالا حرکت کنیم، صداها زیرتر (نازکتر) میشوند و هرچه به سمت پایین حرکت کنیم، صداها بمتر (کلفتتر) خواهند شد.

کلیدها در موسیقی چه کاربردی دارند؟

پنج خط حامل بهتنهایی نمیتواند نام نتها را مشخص کند. اگر تنها پنج خط حامل را مشاهده کنیم، نمیتوانیم تشخیص دهیم که هر نت چه نامی دارد و چه صدایی را نمایش میدهد.
برای حل این مشکل، در ابتدای حامل از علامتی به نام «کلید» استفاده میشود.
کلیدها به نتها هویت میدهند و مشخص میکنند هر خط و هر فاصله نماینده کدام نت موسیقی است. به همین دلیل، اولین علامتی که در ابتدای هر حامل نوشته میشود، کلید است.
نکته مهم این است که کلیدها همیشه روی خطوط حامل قرار میگیرند و هر کلید جایگاه مشخص و استاندارد خود را دارد.
کلید سل (Treble Clef)

متداولترین کلید موسیقی، کلید سل است. این کلید به گونهای روی حامل قرار میگیرد که مرکز آن خط دوم حامل را در بر میگیرد.
به همین دلیل خط دوم حامل در کلید سل، «خط سل» نامیده میشود و نتی که روی این خط قرار گیرد، نت سل (G) خواهد بود.
پس از مشخص شدن نت سل، میتوان نام سایر نتها را نیز به ترتیب روی خطوط و فواصل تعیین کرد.
بیشتر سازها و صداهای زیر مانند ویلن، فلوت، سنتور، دست راست پیانو و بسیاری از خطوط آوازی با کلید سل نوشته میشوند.
کلید فا (Bass Clef)

کلید فا برای نمایش صداهای بمتر مورد استفاده قرار میگیرد.
دو نقطه موجود در این کلید، خط چهارم حامل را در بر میگیرند. بنابراین خط چهارم در این کلید، نت فا (F) محسوب میشود.
اگرچه در گذشته انواع مختلفی از کلید فا وجود داشته است، اما امروزه تقریباً تمام نتنویسیها از کلید فا روی خط چهارم استفاده میکنند.
دست چپ پیانو، گیتار باس، ویولنسل، فاگوت و بسیاری از سازهای بم با این کلید نوشته میشوند.
کلید دو (C Clef)

کلید دو جایگاه نت دو (C) را مشخص میکند.
برخلاف کلید سل و فا، این کلید میتواند روی خطوط مختلف حامل قرار گیرد. به همین دلیل در گذشته چند نوع کلید دو مورد استفاده قرار میگرفت.
مهمترین انواع آن عبارتاند از:
- کلید دو روی خط اول
- کلید دو روی خط دوم
- کلید دو روی خط سوم (کلید آلتو)
- کلید دو روی خط چهارم (کلید تنور)
امروزه بیشترین کاربرد کلید دو را میتوان در ساز ویولا و برخی نتهای تخصصی موسیقی کلاسیک مشاهده کرد.
چرا به کلیدهای مختلف نیاز داریم؟

سازها و صداهای موسیقی دارای محدودههای صوتی متفاوتی هستند. برخی سازها صداهای بسیار زیر تولید میکنند و برخی دیگر در محدودههای بم فعالیت دارند.
اگر تنها از یک کلید استفاده میکردیم، مجبور میشدیم تعداد زیادی خطوط اضافه در بالا یا پایین حامل رسم کنیم که خواندن نتها را دشوار میکرد.
به همین دلیل کلیدهای مختلف طراحی شدهاند تا هر ساز بتواند نتهای خود را در مناسبترین محدوده روی حامل نمایش دهد.
برای مثال:
- ویلن و سنتور معمولاً با کلید سل نوشته میشوند.
- دست چپ پیانو اغلب با کلید فا نوشته میشود.
- ویولا بیشتر از کلید دو استفاده میکند.
استفاده صحیح از کلیدها باعث میشود نتها خواناتر و یادگیری آنها آسانتر شود.
فیگورهای ریتمیک و ارزش زمانی نتها
تا اینجا با نتنویسی بر اساس زیر و بمی صداها یعنی بخش اول آموزش مبانی نتنویسی آشنا شدیم، اما موسیقی تنها از ارتفاع صدا تشکیل نشده است. هر صدا علاوه بر زیر و بمی، دارای مدت زمان مشخصی نیز هست.
برای نمایش ارزش زمانی صداها از علائمی استفاده میشود که به آنها «فیگورهای ریتمیک» (Rhythmic Figures) میگویند.
فیگورها زبان زمان در موسیقی هستند. همانطور که نتها جایگاه صداها را مشخص میکنند، فیگورها نیز مدت زمان اجرای هر صدا را تعیین میکنند.
بسیاری از هنرجویان تنها به حفظ کردن قطعات اکتفا میکنند و به همین دلیل در نتخوانی مستقل دچار مشکل میشوند. در حالی که شناخت فیگورها و درک ارزش زمانی آنها، یکی از مهمترین مهارتهای لازم برای روخوانی صحیح موسیقی است.
مهمترین فیگورهای موسیقی

در موسیقی غربی، متداولترین فیگورهای ریتمیک عبارتاند از:
- نت گرد
- نت سفید
- منت سیاه
- نت چنگ
- نت دولاچنگ
- نت سه لاچنگ
- نت چهارلاچنگ
هر یک از این فیگورها ارزش زمانی مشخصی دارند و در کنار یکدیگر سیستم ریتمخوانی موسیقی را تشکیل میدهند.
در ادامه دوره و بهویژه در تمرینهای کتاب «ریتمهای کاربردی» اثر فرنان فونتن، بهتدریج با این فیگورها و نحوه اجرای آنها آشنا خواهیم شد.
چنگهای تکی و گروهی

نتهای چنگ و کوچکتر از آن، ممکن است به دو شکل نوشته شوند:
- به صورت تکی
- به صورت گروهی
در نتنویسی رایج، چنگها اغلب برای افزایش خوانایی به شکل گروهی نوشته میشوند. این گروهبندی میتواند دو تایی، سه تایی، چهار تایی و حتی بیشتر باشد.
شناخت این شیوه نگارش، یکی از مهارتهای ضروری برای افزایش سرعت نتخوانی و درک بهتر ریتم است.
سکوتها؛ بخش فراموششده موسیقی

بسیاری از هنرجویان هنگام یادگیری موسیقی تنها به صداها توجه میکنند، در حالی که سکوت نیز بخشی از موسیقی و زیر مجموعه آموزش مبانی نتنویسی است.
همانطور که هر صدا دارای ارزش زمانی مشخصی است، هر سکوت نیز مدت زمان معینی دارد و باید دقیقاً به همان اندازه اجرا شود.
در واقع موسیقی از ترکیب صدا و سکوت شکل میگیرد و حذف هر یک از این دو، ساختار موسیقی را ناقص میکند.
چرا سکوت به اندازه صدا اهمیت دارد؟
یک نوازنده حرفهای تنها نتها را نمینوازد؛ بلکه سکوتها را نیز بهدرستی اجرا میکند.
بیتوجهی به سکوتها باعث میشود:
- ریتم قطعه به هم بخورد.
- جملهبندی موسیقی آسیب ببیند.
- هماهنگی گروهی کاهش پیدا کند.
به همین دلیل از همان ابتدای آموزش نتخوانی باید یاد بگیریم که به سکوتها نیز همان اندازه اهمیت بدهیم که به نتها اهمیت میدهیم.
به یاد داشته باشید:
«موسیقی فقط از صدا ساخته نشده است؛ سکوت نیز بخشی از موسیقی است.»
یادگیری نتخوانی با مطالعه خوب است، اما برای اینکه سریعتر و اصولیتر وارد دنیای نوازندگی شوید، من یک دوره جامع و تخصصی نتخوانی آماده کردهام که در آن تمام این مباحث را به صورت کاربردی و گامبهگام آموزش دادهام.
درود برشما استاد بزرگوار.ممنون که با حوصله و صبرتون باعث میشین همه کسایی که باشما درارتباطن علاقمند به موسیقی بمونن و هیچ وقت نا امید نشن.ممنون که اینقدربی نظیرین.ممنون بابت حال خوبی که به همه ماها دادین و میدین.سپاسگزاریم
درود بر شما خانم اکبری عزیز ؛ از کلمات پرمهر و انرژیبخش شما بینهایت سپاسگزارم. هدف ما در آکادمی علیبادی فراتر از صرفاً آموزش نتهاست؛ ما اینجا هستیم تا کمک کنیم هر هنرجو صدای منحصربهفرد خودش را در موسیقی پیدا کند و در این مسیر، «امید» و «تداوم» مهمترین ابزار ماست. داشتن همراهانی هوشمند و قدرشناس مثل شما، بزرگترین انگیزه برای ادامه این مسیر آموزشی است. پاینده و پیروز باشید.